ايناَم دو تا ترجمه از كارهايِ كاروِر تفديم به غزاله رضوي
Your
Dog Dies by Raymond Carver
سگاِت مُرد – ريموند كارور
يه كاميون زيرِش ميگيره
كنار جاده پيداش ميكُني، ميكُنيش
زير خاك
آره؛ حالِت بٌده، دِلت ميسوزه
دلِت ميسوزه؛ واسه خودت
اما نه
تو دلِت ميسوزه؛ فقط واسِ دختراِت
هرچي باشه حيوون خونگيش بود،
خيلي، خيلياَم دوسِش داش.
طفلَكي خيلي وٌخ بود، عادت
داشت با اون چيك تو چيك باشه
حتا بهاِش اجازه ميداد تو تختِخوابِش
بخوابِ.
حالا تو يه شعر بنويس در موردِ
اون.
بِزَنِشَم به نام دخترِت
در مورد همون سگ؛ كه رفت زير
كاميون و بعد اينكه چي شُد وقتي چشمِت اُفتاد بِهاِش،
و اينكه چطور شُد رسيد به
فكرت، ببريش لابهلاي درختا چالِش كُني؛ گودِ گود.
حالا ديگه رويهمرفته اون؛
يه شعر خيلي خوب از آب درميآد و تواَم عليالقاعده
بايد خيلي كيفور باشي كه اون سگ رفت زيرِ ماشين و لِه شد
وگرنه شعره اصلن خوب از آب درنمياومد.
پس ديگه بِشين يه شعر بنويس در
مورد نوشتنِ يه شعر در مورد اون سگ
اما تا بِخواي شروع كُني به
نوشتن
صِدايِ زوزهي يه زن ميپيچه
تو گوشِت
اسم تو –ِ، اسمِ كوچيكِت
همون دو
هجا
يهو
قَلبِت واميسه. اما يه خُرده كه ميگذره،
بازًم شروع ميكني به نوشتن
اوناَم باز زوزه ميكشه.
و تو با خودِت ميگي؛ واعجبا چطور
اينهمه مدت اينجوري گذشته !
The
Cobweb by Raymond Carver
تار عنكبوت- ريموند كارور
همين چند لحظه پيش رو پلههايِ
راپله بودم
اونجا ميتونستاَم آبْ
ببينم، بشنُفَم
و تمومِ اين سالا، رو
گذشته، گرم و بيصدا. آب از آب
تكون نميخوره. پرندههام كه لال
يِهو همونطور كه به نردهها لَميدٌم
يه تار عنكبوت ماسيد رو پيشونيم.
بٌدجوري درزِ موهام پيچيد طنابپيچِشون
كرد.
اما نه،
نه؛ كسي نباس يعني نميتونه
مُنو واس خاطر اين گرفتاري ملامت كُنِه
يا حتا اينكه چرا اينتواَم،
اينجام
باد نمياومَد. دريام آروم
مرده بود.
حالام مناَم كه طنابپيچِ اين
تارِعنكبوت؛ از حباب چراغ سقف آويزوناَم.
همون جايي كه لابهلايِ نفسآم؛
دُم به دُم لرزش اونو به چشم ميبيناَم.
راستي، راستي عجب!
عجب تابيدني،
قَشنگ و پيچيده.
هرچند مناَم خيلي زود از اينجا
ميرُم قبل از اينكه كسي منو ببينه.
عليرضا تبريزي – آذر ماه هزار و سيصد و
هشتاد و پنج